راستی سارا دیروز عصرکه درنگین خاطراتم انگشترنگاهت را به نظاره نشسته بودم باد جنون پائیزی برگهای بهم ریخته باغچه را به بازی گرفته بود .دلم به نم نم باران غزل غزال گریز پای دشت بیکران زندگیم را به نجوا زمزمه میکرد .بیادم میگذ شت زمانی که به باران چشمهایت مرا می سرودی وبه نغمه نگاهت به مهمانیم میخواندی.دوریت بجهنمی میماند که خود هیزم آور معرکه اش بودم وصا لت به بهاری که از حرکتم باز میدارد که به عمق نگاهت عاشقانه به تماشا نشینم . چه دردنا ک است وقتی که سخن به سکوت غلبه کند .و چه فاجعه عظیمی است که سکوت از سخن بگریزد . نه بسکوت میمانم ونه بسخن می نشینم . من غزل سروده نشده عمر خویشم .نوشته شده ام که بخوانی ام . سارا ...... سارا
اصوات صائت ، اصوات صامت
اصوات رايج در زبان ترکي آذربايجاني مانند اصوات زبانهاي ديگر به دو دسته صدادار( صائت) و بي صدا
( صامت) تقسيم مي شوند.
الف اصوات صائت :
اصواتي هستند که هنگام تلفظ آنها جريان هوا بدون برخورد با هيچ مانعي از جهاز صوتي خارج مي
شود. در حين اداي اين ا صوات، مجراي صوتي کاملا باز بوده و تنها ميزان باز و بسته بودن نسبي آن
فرق مي کند . در تلفظ ا صوات صدادار، زبان و لبها حالات مختلفي به خود مي گيرند . زبان در بيخ و
وسط و نوك انحنا و برآمدگي پيدا مي کند و لبها شكل افقي يا گرد به خود مي گيرند . ولي هيچيك از
اين تغييرات، مسير مجراي صوتي را مسدود نمي کند و جريان هوا براحتي از آن خارج مي شود . از
تغييراتي که در و ضع زبان و لبها و حفره دهان ايجاد ميشود، انواع اصوات صدادار تعيين مي گردند.
از مجموع اصوات زبان ترکي آذربايجاني، نه حرف زير صدادار هستند :
ü و u و ö و o و ı و i و ə و e و a
به اين ترتيب زبان ترکي آذربايجاني، از نظر تعداد حروف صائت از زبانهاي پر مايه بشمار مي رود.
ب اصوات صامت :
پس از کسر نه صوت بالا از مجموع اصوات، بقيه يعني ٢٣ صوت ديگر جزو اصوات بي صدا هستند .
اصوات بي صدا آواهايي هستند که در تلفظ آنها جريان هوايي که از جهاز صوتي خارج مي شود،در
مسير خود به مانع بر مي خورد . اين موانع به صورت تنگ شدن مجراي صوتي، برخورد و تماس نوك
زبان به قسمتهاي مختلف سقف دهان و يا بيخ دندانها، باز و بسته شدن لبها و از اين قبيل رخ مي دهد
و همين تغييرات انواع اصوات بي صدا را مشخص مي سازد.
***
در هر زبان، تعداد اصوات صامت بر اصوات صائت فزوني دارد. ولي اصوات صائت از نظر سهولت و
عدم ممانعتي که در جريان تلفظ آنها وجود دارد، از جهات چندي متمايز هستند. مهمترين اين جهات
تمايز به قرار زير است :
اولاً ا صوات صائت ، در تلفيق کلمات و و احدهاي کلام، نقش عناصر ترکيب دهنده را ايفا مي کنند .
يعني بدون دخالت و پادرمياني آنها اصوات صامت رأساً توانايي تلفيق و امتزاج با يكديگر را ندارند. مثلا در
نباشد، صامت هاي موجود به صورت ’ب a و ı آشتي) اگر دخالت صائت هاي ) ’barış کلمه ’باريش
نباشد، بقيه اصوات به شكل ’ي خ u و o بي چيز) هر گاه ) ’yoxsul ر ش’ و در کلمه ’يوخسول
س ل’ به تلفظ در مي آيند.
ثانياً ا صوات صائت مي توانند رأساً و بطور مستقيم هجا تشكيل دهند. در صورتيكه اصوات صامت از اين
مزيت بي نصيبند و براي اينكه بتوانند هجا تشكيل دهند، حتماً بايد با صائت تلفيق شوند.
ثالثاً ا صوات ثائت به لحاظ آزاد بودن مجراي صوتي در تلفظ آنها، مي توانند به نحو دلخواه کشش پيدا
کنند. بدين جهت، اين دسته از ا صوات علاوه بر اينكه در زبانهاي مختلف درجات کشش متفاوت دارند،
در هر يك از زبانها نيزممكن است هر صائت، هم شكل کوتاه و هم شكل کشيده داشته باشد . در
حاليكه صامت ها از اين جنبه نيز عاري هستند.
گروه بندي اصوات
در زبان ترکي آذربايجاني،هر يك از دو دسته ا صوات صائت و صامت، بر حسب ميزان شرکت اعضاي
مختلف جهاز صوتي در تلفظ آنها، چند نوع گروه بندي دارند . مسئله گروه بندي اصوات بر مبناي
تغييرات مخرج آوايي درهرزبان ممكن است پيش آيد . ولي اين مسئله در گرامر زبانهاي ترکي
آذربايجاني،حائز اهميت خاص است.
اصوات صائت و صامت در زبان ترکي آذربايجاني به شكل زير گروه بندي مي شوند :
الف گروه بندي اصوات صائت
صائت ها از نظر تغييرات حا صله در حالت و و ضعيت جهاز صوتي به شكل زير گروه بندي مي
شوند :
١ صائت هاي ستبر، صائت هاي نازك
هنگام تلفظ صائت ها، زبان در قسمت پسين يا پيشين به طرف کام انحنا پيدا مي کند. بر حسب اينكه
اين انحنا در قسمت پسين يا پيشين صورت گيرد، صائت ها به دو دسته ستبر و نازك و يا پسين و
صائت هاي ستبر يا a و ı و o و u پيشين تقسيم مي شوند . از ا صوات نه گانه صائت، چهار صوت
صائت هاي نازك يا پيشين هستند. e و ə و i و ö و ü پسين و پنج صوت
٢ صائت هاي باز، صائت هاي بسته
از نقطه نظر ميزان باز و بسته بودن حفره دهان در موقع تلفظ، اصوات صائت به دو دسته تقسيم مي
شوند : صائت هائي که هنگام اداي آنها دهان با فراخي بيشتري گشوده مي شود، مصوتهاي باز و
صائت هائي که در اداي آنها گشادگي دهان کمتر باشد، مصوت هاي بسته ناميده مي شوند . در
جزو i و ı و u و ü جزو صائت هاي باز و صائت هاي a و e و ə و o و ö اين تقسيم بندي صائت هاي
صائت هاي بسته محسوب مي شوند.
٣ صائت هاي راست، صائت هاي منحني
صائت ها از نقطه نظر حالتي که لبها به هنگام تلفظ به خود مي گيرند، به دو دسته راست و منحني
تقسيم مي شوند . صائت هائي که در تلفظ آنها لبها بصورت موازي بازمي شوند، صائت هاي راست و
صائت هائي که در تلفظ آنها لبها به حالت گرد درمي آيند، صائت هاي منحني خوانده مي شوند . ازاين
جزو گروه o و ö و u و ü جزو مصوتهاي راست و صائت هاي a و e و ə و i و ı نقطه نظر صائت هاي
منحني منظور مي شوند.
ب گروه بندي صامت ها
صامت ها از نقطه نظر طنين صوتي، مخرج آوائي و درجه تماس اعضاي جهاز صوتي به شكل زير گروه
بندي مي شوند:
١ صامت هاي طنين دار، صامت هاي گنگ
ا صوات طنين دار عبارتند از :
و ( و (r و ( ر (q و ( ق (n و ( ن (m و ( م ( j و ( ژ (ğ و ( غ (g و ( گ (d و ( د (c ( ج
. (z و ( ز (y و ( ي (v
ا صوات گنگ عبارتند از :
. (k و ( ك (x و (خ ( ş و ( ش (s و (س (p و (پ (t و (ت (h و (ه (f و ( ف (ç (چ
درميان عده اي از اصوات اين دو گروه تقارن آوائي وجود دارد. صامت هاي متقارن عبارتند از:
. ( f v) و ( ş s ) و (j z ) و (x ğ ) و (k g ) و (t d) و (ç c) و (p b)
در زبان ترکي آذربايجاني مورد مصرف اصوات طنين دار بيش از اصوات گنگ است.
٢ اصوات صامت از نظر کيفيت حدوث به طريق زير تقسيم بندي مي شوند :
است. ( h صامت هاي حلقي، که تنها حرف ( ح
صامت هاي پسين کامي که از التقاءِ قسمت پسين زبان به قسمت پسين کام توليد مي شوند و
عبارتند از :
. ( ğ و(غ (q و( ق (x (خ
صامت هاي ميان کامي که از التقاءِ قسمت وسطي زبان به وسط سقف دهان توليد مي شوند و
عبارتند از :
. ( g و( گ (k و( ك ( y (ي
صامت هاي پيشين کامي که از التقاءِ نوك زبان به قسمت قدامي کام و يا بيخ دندانهاي فوقاني
توليد مي شوند. عبارتند از :
(t ت )،(ş ش )،(s س )،(r ر )،(n ن )،(l ل )،( j ژ )،(d د )،(ç چ )،(c (ج
صامت هاي لب و دندان که از برخورد لب زيرين با دندان هاي قدامي بالا توليد مي شوند عبارتند از
. (f و (ف (v : ( و
صامت هاي جفت لبي که از فشار دو لب بر روي يكديگر توليد مي شوند عبارتند از : (پ
. (b و (ب (m و (م (p
٣ اصوات صامت از نظر نحوه بسته شدن مجراي صوتي در حين تكلم به گروههاي زير
تقسيم بندي مي شوند :
صامت هاي انفجاري :
.(b ب )،(c ج )،(ç چ )،(d د )،(g گ )،(k ك )،(q ق )،(p پ )،(t (ت
صامت هاي اصطكاکي :
.(f ف )،(ğ غ )،(h ه )،(j ژ )،(s س )،(ş ش )،(v و )،(x خ )،(z (ز
صامت هاي شبه صائت :
.(l ل )،(m م )،(n ن )،(r ر )،(y (ي
ا صوات دسته آخر را بدان جهت شبه صائت مي گويند که آهنگ صوتي آنها به ا صوات صائت نزديكتر
بيشتر از سايرين به صائت ها شباهت دارد. ’ y است . در ميان اينها صداي ’ ي
Saturday May 24, 2008 - 09:22pm (IRST) Permanent Link | 2 Comments
مباني دستور زبان تركي آذربايجاني ikinci bölüm
اصوات
کلام که براي بيان مقاصد و انديشه ها در کار است، از تلفيق کلمات بوجود مي آيد و کلمات از ترکيب
ا صوات تشكيل مي شوند صوت يا آوا که در عرف زبان شناسي از آن به عنوان فونم نام مي برند، به
معني صوت بطور مطلق نبوده، بلكه به صدايي اطلاق مي شود که با کيفيت و آهنگي خاص، به هنگام
سخن گفتن، از جهاز صوتي انسان خارج مي شود.
بنابراين، ا صوات عناصر بسيطي هستند که در حكم مصالح اوليه و ابزار اصلي کلام بوده و بي آنكه به
خودي خود داراي معني ومفهومي باشند، ندرتا به تنهايي و عموما به صورت ترکيب و تلفيق اشكالي به
وجود مي آورند که داراي معني يا وظيفه مشخص در کلام بوده و کلمه را خوانده مي شوند.
قدرت جهاز صوتي انسان در ايجاد ا صوات محدود بوده و از اين لحاظ تعداد اصواتي که در زبانهاي مختلف
به کار مي رود محدود و مشخص و در قسمت عمده مشابه مي باشد . تعداد اصوات رايج در اکثريت
. بزرگ زبان هاي امروزه رقمي است مابين ٢٥ الي ٣٥
در واقع، آنچه که زبان هاي ملل و اقوام مختلف ر ا از هم متمايز مي کند، اختلاف در تعداد و انواع اصوات
نبوده بلكه اختلاف در اشكال و معاني کلمات است . با وجود اين، هر زبان ممكن است آواهاي ويژه خود
را نيز داشته باشد که خاص همان زبان بوده و در زبان يا زبان هاي ديگر در کار نباشد. از اين لحاظ وقتي
زبان کلمات و لغاتي را از يك زبان بيگانه مي پذيرد که خود يك يا چند صوت آن را فاقد است، ناگزير آوا
يا آواهاي ناآشنا را به ا صوات قريب المخرجي تبديل مي کند که خود در اختيار دارد.
ا صوات ح،ص،ض،ط،ظ،ع،ق، گه مخصوص زبان عربي بوده و داراي مخرج آوايي خا صي هستند، در زبان
فارسي نظير اصوات قريب المخرج ه،س،ز،ت،ء،غ، تلفظ مي شوند و همچنين اصوات پ،گ،چ،ژ، که از
اصوات ويژه فارسي بوده و در زبان عربي متداول نيستند، به آواهاي قريب المخرجي از نوع ب،ق،ج،
مبدل مي شوند.
حروف-الفبا
اصوات عناصر و ابزار اصلي زبان تكلم هستند. براي نماياندن آواها در زبان نگارش، علامات و اشاراتي به
کار ميرود که حروف خوانده مي شوند . حروف در واقع اشكال ثبت و ضبط زبان هستند. مجموعه حروف
يك زبان را که به ترتيب خا صي تنظيم ميشود، الفباي آن زبان مي خوانند . از همين مختصر، مي توان
نتيجه گرفت که در هر زبان ا صو ات جنبه طبيعي و ذاتي داشته ، ولي حروف جنبه اعتباري و قراردادي
دارند. بعبارت ديگر، ا صوات زبان را بصورت خلق الساعه نمي توان تغيير و تبديل نمود، و چنين امري در
درجه اول مستلزم گرايش طبيعي و سير تاريخي کمابيش طولاني خود زبان و در درجه دوم آميزش و
تاثيرمتقابل زبان با زبانهاي ديگر خواهد بود. ولي براي هر زبان ممكن است در ادوار مختلف الفباهايي با
اشكال و اسلوب و گرافيك هاي مختلف بكار رود.
الفباهايي که امروزه مورد استفاده ملل و اقوام مختلف هستند و از آنها به غلط يا صحيح، عموما به
عنوان الفباي ملي نام مي برند، غالبا اقتباسي و تقليدي است و اگر غير از اين مي بود، مي بايست که اکثر ملل و اقوام حالا هم در کتابت از همان اشكال و حروف هيروگليف و ميخي و سانسكريت استفاده
مي کردند.
اساسا، تكيه بر روي جنبه ملي الفبا، و تلاش بر بزرگ جلوه دادن ارزش تاريخي آن در حفظ سنن ملي
و مدني و عدم توجه به ناسازگاري و ناهماهنگي آن با ا صوات و قوانين طبيعي زبان به منزله فراموش
کردن و ناديده گرفتن نقش فرهنگي واجتماعي الفباست.
بايد بر اين نكته توجه داشت که همچنان که اصوات ابزار زبان تكلم هستند،حروف و الفبا نيز قبل از هر
چيز ، ابزار زبان نگارش محسوب ميگردند. بنابراين، بهترين و کاملترين الفبا براي زبان مفروض الفبايي
خواهد بود که در برابر هر صوت از زبان تكلم، علامت و گرافيك مشخص داشته و با ساختمان طبيعي
زبان هماهنگ باشد، تا بتواند کلمات و عبارات و جملات را آنچنانكه از دهان خارج مي شود، ضبط کند.
البته، هيچ الفبايي را نمي توان سراغ کرد که بتواند هنگام نگارش اصوات را به طور صددرصد منعكس
کند. ولي ا صالت نسبي الفبا در آن خواهد بود که اين فا صله را در حداقل نگاه دارد . الفباهاي موجود در
روي زمين ازنظر درجه نسبي نزديكي و هماهنگي با ا صوات و موازين زبانها در يك سطح نيستند، بعضي
از الفباها مثلا الفباي زبان ارمني وتا حدود زيادي الفباهاي زبان روسي و آلماني با ا صوات اين زبانها
هماهنگي نزديكي دارند . در بعضي ديگر، از جمله زبانهاي انگليسي و فرانسه شكل لفظي کلمات با
شكل املايي آنها فرق کلي پيدا ميكند . در اين زبانها کلمات يك شكل نگارش و يك شكل تلفظ دارند .
حروف در موارد زيادي صداي اصلي خود را از دست مي دهند و صداي ديگري را بيان مي کنند و يا
اساسا به تلفظ در نمي آيند. براي درست نوشتن اين زبانها بايد شكل املايي خاص هر کلمه را جداگانه
فرا گرفت.
مشكل عدم همآهنگي ا صوات با حروف در الفباي فارسي، از جهت ديگري خودنمايي ميكند و آن وجود
حروفي است که در زبان فارسي مخرج آوايي نداشته و بهمراه کلمات عربي وارد اين زبان گشته اند .
البته اين حروف در زبان عربي هر يك مخرج آوايي ويژه خود را دارند و بنابراين، تكليف گوينده و شنونده و
خواننده و نويسنده در گفتن و شنيدن وخواندن ونوشتن آنها روشن است . ولي اين حروف، همانطور که
در بالا اشاره شد، در زبان فارسي مخرج صوتي خود را از دست داده و با مخرج صوتي مشابهي که در
زبان فارسي دارد، ادا مي شوند و به اين ترتيب، اگر در زبانهايي از نوع انگليسي و فرانسه، يك حرف
نماينده چند صدا مي باشد، در زبان فارسي، بعلت وجود اصوات دخيل،عكس اين حالت رخ ميدهد .
يعني يك صدا معرف چند حرف مي گردد و تعيين و تشخيص موضع حروف مشابه در کلمات منوط براين
است که شخص اشتقاق و ريشه کلمات را بداند . به عبارت روشنتر، درست نوشتن زبان فارسي
مستلزم اين است که شخص بر کليات دستور زبان عربي نيز آگاهي داشته باشد.
زبان تركي آذربايجاني و الفباي موجود فارسي
الفباي موجود فارسي، که رسم الخط آن به علاوه هشت فرزند ناتني از عربي گرفته شده است، براي
نوشتن زبان ترکي آذربايجاني ناقص و نارسا است. اين الفبا، همان مشكلات و نارساييهايي را که از
قبيل تشابه شكلي حروف، خارج بودن حرکات از متن حروف، وجود حروف متحدالمخرج و مختلف
الشكل، دگرگوني شكل و آواي حروف در مواضع مختلف کلمه، تقسيم حروف به متصل و منفصل،نقطه
دار و بي نقطه و غيرذلك در نگارش زبان فارسي دارد و اينجا از کثرت و ضوح نيازي به تو ضيح مجددآنها
نيست؛ در نگارش زبان ترکی آذربايجاني نيز، همان اشكالات و نارسايي ها به علاوه مشكلات وموانع
ديگري که ناشي از خصوصيات و قواعد خاص اين زبان است، به ميان مي آورد.
نا همآهنگي ميان حروف فارسي و خصوصيات و قواعد صوتي زبان ترکي آذربايجاني ، به پايه
ايست که کار آساني را که از دير باز کوشيده اند قواعدي براي نگارش اين زبان با رسم الخط
فارسي پيد ا کنند، با عدم موفقيت روبرو ساخته است . از ميان علل اخصي که باعث دشواري نوشتن
زبان ترکی آذربايجاني با حروف فارسي مي شود، مي توان ا ز دو مورد اساسي زير نام برد:
١ بطوريكه در مبحث ا صوات ملاحظه خواهيد کرد ، تعداد ا صوات صائت در زبان ترکي آذربايجاني
در زبان ]ترکي[ ü ، ö، ı بيشتر از ا صوات صائت زبان فارسي است و لااقل سه صائت مستقل ، يعني
آذربايجاني هست که نشان دادن آن در نگارش با الفباي فارسي بسيار دشوار و اشتباه انگيز است .
مثلا ما مفهوم کلمه هاي [آرد]،[جلو] و[ ده ] را در ترکی آذربايجاني ناگزيريم بشكل [اون] بنويسيم .
است و [on ده ] ، [ön جلو ] ، [un در صورتيكه با الفباي صوتي املاي اين سه کلمه بترتيب [آرد
يا مدلول کلمات [نمك]،[راست] و [ صبر کن] بصورت [دوز] نوشته ميشود که اشكال صوتي آنها [نمك
خواهد بود. [döz و [ صبر آن [düz راست ] ، [duz
٢ زبان ترکي آذربايجاني قوانين صوتي خاص خود را دارد و کلماتي را که از زبان هاي ديگر ميپذيرد، مشمول همین قو انين مي گرداند . کلمات [بهار ]،[متاع ]،[اشتباه ] و[طايفه ] در در ترکي
تلفظ [tayfa و [طايفا [iştibah ايشتيباه ] ، [matah ماتاه ] ، [bahar آذربايجاني بشكل [باهار
مي شوند . حال اگر ما هنگام نگارش مقيد به حفظ املاي کلمه باشيم همچنانكه چنين قيدي در
نوشتن کلمات عربي رايج در زبان فارسي وجود دارد قوانين فونتيك زبان را نقض کرده ايم و اگر هر
کلمه را بشكلي که تلفظ مي شود بنويسيم، به قول فقهاي لغت ، مرتكب غلط فاحش گشته ايم.
با توجه بر همين مشكلات و نارساييهاست که ملل و اقوام ترك زبان که مدتها در نگارش از الفباي عربي
استفاده مي کردند؛ در نيمه اول قرن حاضر، بتدريج الفباهاي خود را تغيير دادند و اکنون در ترکيه
الفبايي بر اساس گرافيك لاتين و در جمهوري هاي ترك زبان شوروي الفبايي بر اساس گرافيك اسلاو
رايج گرديده ( اين متن در سال ١٣٥٨ چاپ گردي ده است . ) و مشكل بزرگ
ناهماهنگي الفبا و اصوات از ميان برداشته شده است.
اصوات زبان [تركي] آذربايجاني در نگارش
براي نشان دادن ا صوات رايج زبان ترکي آذربايجاني در نگارش، حداقل به سي و دو حرف و يك
علامت احتياج است . اينك در پايين اشكال حروف لاتيني را که براي نماياندن هر يك از ا صوات در اين
مقاله بكار رفته است، با مثالهايي که آهنگ صوتي هر صدا را معين مي کند، ميآوريم :
شكل و نام حرف مثال
|
daş (سنگ) داش |
at (اسب) آت |
a آ |
|
qab (ظرف) قاب |
boş خالي) بوش ) |
b ب |
|
gec (دير) گئج |
acı (تلخ ) آجي |
c ج |
|
saç (گيسو) ساچ |
çox (بسيار) چوخ |
ç چ |
|
ad (نام) آد |
dil (زبان(ديل |
d د |
|
dəvə (شتر) دوه |
əl (دست) ال |
ə َ ، اَ |
|
yel ( باد) يئل |
ev ( خانه) ائو |
e ِ ،ِ |
|
Fasفارس-فاس |
fırtana طوفان و آشوب) فيرتانا ) |
f ف |
|
bilgi (دانش) بيلگي |
göz (چشم) گوز |
g گ |
|
ağrı (درد) آغري |
dağ (آوه) داغ |
ğ غ |
|
hakim (حاکم) حاکیم |
hara (آجا) هارا |
h ح ، ه |
|
diş (دندان) ديش |
isti (گرما) ايستي |
i اي |
|
yaxın ( نزديك) ياخين |
qış (زمستان) قيش |
ı ئي |
|
jurnal خبرنگار-ژورنال |
əjdəha اژدها) اژدها ) |
j ژ |
|
əkin (آشت) اکين |
kal (نارس) کال |
k ك |
|
alma (سيب) آلما |
lüt (لخت) لوت |
L ل |
|
yardım ( کمك) ياردم |
maşa ( انبر) ماش |
m م |
|
ana (مادر) آنا |
on (ده) اون |
n ن |
|
son ( پايان) سون |
od ( آتش) اد |
o ُ ، اُ |
|
gön (چرم) گون |
ön (پيش) ئون |
ö ئو |
|
öpüş ( بوسه) ئوپوش |
pay ( سهم) پاي |
p پ |
|
Ayaq پا-آیاق |
qan (خون) قان |
q ق |
|
axar ( روان) آخار |
arıq ( لاغر) آريق |
r ر |
|
süd شير) سود ) |
səmər (بهره) ثمر |
s ص ، ث ، س |
|
tanış ( آشنا) تانيش |
şüv ( ترکه) شو |
ş ش |
|
tələbə (دانشجو) طلبه |
tər (عرق) تر |
t ت ، ط |
|
Urman جنگل-اورمان |
uşaq کودك) اوشاق |
u او |
|
gülüş (تبسم) گولوش |
üz (چهره) اوز |
ü او کشيده |
|
alov ( الو) آلو |
varlı ( ثروتمند) وارلئ |
V و |
|
ox (تير) اوخ |
axış ( جريان ) آخيش |
x خ |
|
dayaq ( تكيه گاه) داياق |
yastı (ياستي (پهن |
y ي |
|
zəfar (پيروزي) ظفر |
yazı ( نوشته) يازي |
z ، ز ظ، ض |
|
tə'sir تأثیر |
ne'mət نعمت |
' بجای همزه و ع ساکن در کلمات دخيل |
|
|
|
|
|
|
|
|
Saturday May 24, 2008 - 09:17pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments
مباني دستور زبان تركي آذربايجاني Birinci Bölüm
وطنيم دوستاقدير.روحوم اينجي يئر
يانيما بير گليب گئده نيم اولمور
گلن لر سيخيلير گيدن سين سيير
حاليمي دوشونوب بيلنيم اولمور
گل مئين دورنالار بيزيم كنديميز
چيسگينلي. دومانلي شاختالي كند دير
يوللاري تيكانلي ائولري هيسلي
قالا تك قاپيسي. تاختالي كند دي
وطنيم دوستاقدي باخيشيم گئنيش
اوره گيم داريخير .سيخيليرام من
قولومدان ساخلايين حاليمي سورون.
ائل گوجو اولماسا يخيليرام من
اورمونون گولوتك يا لقيزام يالقيز
كسيليب داماردا ن قانيم اي ائللر
كويره دونورم اذربايجان تك
دويما ساز چيخاجاق جانيم اي ائللر
بير الدي بيلميرم يا .نئچه اللر
ال اله وئريبلر-اليم كسيل سين
بيلميرم كيمدي لر؟بير ايش گوردولر
گئده نيم سينسي سين گليم كسيل سين
بيرنفر سوروشمور ائلجه بيله ندن
باش وئريب الي سيز جسميدن جاني
اذر ائل قورويوب شوره زار اولسا
ني نيسيز؟ني نيسيز؟باش سيز ايراني
دينديرمه- دولويام .دولويام .دؤلو
گئديرم ظلمتين كوكون يولدورام
اؤقه دراغليام اورمو گولونده
گؤز ياشلا –اورمونون گولون دولدورام
هوشنگ جعفري

